ابن قتيبة الدينوري ( مترجم : ناصر طباطبايى )
59
الإمامة والسياسة ( امامت وسياست ، تاريخ خلفاء ) ( فارسى ) ( چاپ ققنوس )
من توبه كردهام و آنان به حجت و دليلى كه آوردهام گوش فرا نمىدارند ، همهء مسلمانان را به طرفدارى از حق و دفاع از مظلوم فرا مىخوانم . ابن عباس پس از اين كه نامه را براى مردم مكه خواند ، برخاست و بدون اين كه سخنى دربارهء عثمان گويد جلسه را ترك كرد . عثمان نامهاى براى مردم شام نوشت : مدت زمان درنگ من در ميان اين مردم طولانى شده است ، مرا در ميان دو كار مخير كردهاند ، يا سوار بر شترى پير شوم و از ميان آنان بروم و يا اين كه پيراهن خلافت را از تن به در آورم . چه كسى كمك مىكند ، چه كسى كمك مىكند . به غير از من اميرى بر شما نيست ، معاويه عجله كن ، عجله كن . درياب ، درياب . گمان نمىكنم تو مرا دريابى . فرستادن محمد بن ابى بكر به استاندارى مصر مردم مصر به مدينه آمدند و از استاندار خود ، عبد الله بن ابى سرح ، به عثمان شكايت بردند . عثمان نيز در نامهاى وى را مورد تهديد قرار داد . عبد الله از آنچه عثمان در نامه نوشته بود سر باز زد و عدهاى از مردم را مضروب ساخت و يك نفر از آنان را به قتل رسانيد . در پى اين حركت عبد الله ، عدهاى از مردم مصر به مسجد مدينه آمدند و به اصحاب رسول خدا ( ص ) پناه بردند و در مورد رفتار عبد الله با آنان به سرشناسان مدينه شكايت كردند . طلحه برخاست و سخنان تندى بر زبان راند . عايشه در پى عثمان فرستاد و به عثمان گفت : اصحاب رسول خدا ( ص ) از تو مىخواهند عبد الله را از استاندارى مصر عزل كنى ، دربارهء آنان به انصاف رفتار كن . على نيز نزد عثمان آمد و گفت : مردم مصر مىخواهند مردى را بردارى و كسى ديگر را به جاى او قرار دهى . گويند ، مردم مصر ، مردى را برگزيدند كه بر آنان استاندار باشد . محمد بن ابى بكر براى استاندارى مصر برگزيده شد ، عثمان نيز عهد نامهاى براى وى نوشت و او را بر مصر استاندار كرد . همراه محمد بن ابى بكر عدهاى از مهاجران نيز از مدينه خارج شدند و منتظر اين بودند تا رفتار ميان عبد الله و مردم مصر را مشاهده كنند . در ميان راه به غلام سياهى برخورد كردند كه به سرعت شتر خود را مىراند ، به طورى كه گمان برده مىشد يا از چيزى فرار مىكند و يا اين كه در پى چيزى است .